تبلیغات
درباره ی نوشتن - ...

درباره ی نوشتن

وبلاگی برای آموزش نویسندگی و نقد نوشته ها در حد یه نوجوان

درباره من
سلام به همگی

من سین دال هستم، یه دختر که دیوونه

ی خوندن داستان های جنایی و

رمان های پلیسیه . این وبلاگ رو

درست کردم که داستان های خودم

و همین طور خلاصه ی داستان

هایی رو که میخونم بزارم. امیدوارم

که خوشتون بیاد
جستجو در وبلاگ
نویسنده :سین دال
تاریخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 06:58 ب.ظ
دلم یکم تنوع میخواد...
یه حس متفاوت...
مثلا یه سفینه ته کوچه امون فرود بیاد و من رو ببره مریخ...
یا مشتری...
یا زحل...
اصلا ببرنم توی یه قلعه توی حلقه های زحل حبسم کنن، من تا آخر عمر جیغ بکشم و کمک بخوام اما هیچکس صدام رو نشونه.
آخه اینجوری هنجره ام باره میشه!
یا هوابیمامون سقوط کنه تو اقیانوس آرام و وقتی هشتباها داشتم من رو میخوردن آتلانتیسی ها بیان نجاتم بدن.
حیف که تا اطلاع ثانوی برنامه ی سفر با هوابیما نداریم. من یه اتفاق خیلی فوری لازم دارم.
شاید یه تک تیر انداز بخواد به یکی از بچه های مدرسه که آقازاده است شلیک کنه و من از دور ببینمش و خودم رو بندازم وسط آخرش هم بمیرم تا اون زنده بمونه،هرچند که ندونم کیه...
حیف که الان مدرسه ها باز نیست.
کاش موقع عروسی خواهرم بفهمم گوشواره هام رو دزدیدن و من دنبال دزد کل شهر رو بگردم و آخرش خودم دستگیرش کنم و اون هم قسم بخوره از زندان فرار کنه تا ازم انتقام بگیره...
حیف که خواهر ندارم.
یا مثلا موجودات افسانه ای رو بیدا کنم که دارن زیر خونه امون رو میکنن تا یه گنج باستانی رو بیدا کنن. بعد یه هیولا بهشون حمله کنه و من از اون موجودات محافظت کنم. هیولا رو با شمشیرم بکشم و از خونه امون بندازمش بیرون. آخرش هم معلوم شه اون موجودات افسانه ای بدجنس بودن و با بیدا کردن گنج قدرتمند شدن و میخوان دنیا رو نابود کنن...
حیف که شمشیر ندارم.
کسی ایده ی دیگه ای نداره؟ چجوری میشه یکم تنوع به زندگی داد؟


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


[cb:post_like]

  • کدام قسمت رو بیشتر دوست میدارید؟