شارژ ایرانسل

فال حافظ

وبلاگی برای آموزش نویسندگی و نقد نوشته ها در حد یه نوجوان
 

جمعه 12 تیر 1394
ن : سین دال نظرات

سلام



سلام سلام سلام


من الی هستم، در این وبلاگ داستان های خودم و نقد یا خلاصه ی

 داستان هایی که خواندم رو خواهم گذاشت.


اگه میخواین داستان های من رو از اول بخوانید به این آدرس مراجعه

 کنید:


http://www.neveshtan1381.blogfa.com

ASDtags_Columbines_hello2.jpg
 
 
 
 

 


دوشنبه 28 خرداد 1397
ن : سین دال نظرات

بیوگرافی



نظر سنجی برای پست پایین همچنان ادامه داره. هنوز نمیدونم چاپ بهتر است یا وبلاگ
اما به هر حال، چیزی تا سه سالگی وبم نمونده و میخوام تا آخر فعالیتم رو ادامه بدم
هرچند ممکنه چندبار دیگه مجبور بشم موقتا ببندمش اما این وبلاگ تا زمانی که لینک دانلود کتاب هام رو بزارم حذف نخواهد شد.
قبل اون زمان که اسم واقعی ام رو خواهید دید میخوام یه بیوگرافی کوتاه از خودم بزارم.



بنده سین دال هستم.

فرزند نون دال.

فرزند ارشد خانواده.

از بدو تولد الف دال لقب گرفتم.

بعد از شروع شاعری تخلص الف الف را برگزیدم.

رییس شورای مدرسه

دستی دراز اندر تغییر و تحولات مدرسه داشته ام 

عضو گروه علمی- فرهنگی- هنری- مذهبی-اجتماعی-سیاسی ای به نام (پ ح د) که در انجا ح بنده هستم.

دراین وبلاگ نیز الف خالی بودم




شنبه 26 خرداد 1397
ن : سین دال نظرت؟

و باز هم سلامی دوباره



سال پیش من بعد امتحانات ترم وبلاگم رو دوباره راه اندازی کردم اما کاری انجام ندادم به یک دلیل که هنوز هم پا برجاست و امروز میخوام درموردش باهاتون مشورت کنم:
داستان روحی در همین نزدیکی به صفحه 283 رسیده است. یک تغییر بنیادی و سری تغییرات غیر بنیادی انجام شده که کل روند رو تغییر داده. مثلا یک شخصیت ضد قهرمان تبدیل به قهرمان شده و...
حالا اگه بخوام داستان رو اینجا بزارم دوباره باید از اول بزارم
از طرفی هم چیز زیادی تا پایان نمونده و دلم میخواد این داستان کتاب بشه.
مورد دیگه هم درمورد دفترچه ی مرگه. اون داستان رو ادامه ندیدم زیرا دریافتم نوشتن داستانی با فرهنگ بیگانه کار صحیحی نیست. حالا ورژنش رو تغییر دادم و تبدیل به ایرانی اش کردم(بین خودمون باشه به نظرم جالب تر شده). اون داستان پتانسیل لازم برای فیلمنامه شدن رو داره و دلم نمیخواد حیف بشه.
حالا نظر شما رو میپرسم. (تو نظرسنجی قرار نمیدم چون میخوام همراه توضیحات و دلیل بهم بگید)
دفترچه ی مرگ رو بنویسم؟
روحی در همین نزدیکی رو بنویسم؟
متن های دیگه ای از خودم بنویسم؟
نقد بنویسم؟
یا کلا وبلاگ رو ببندم.
منتظر پیشنهادات و انتقاداتتون هستم.


چهارشنبه 10 شهریور 1395
ن : سین دال نظرت؟

به اسم دین...



این روزها دریافت و ارسال پیامک هایی باب شده حاوی متن های

 مذهبی که در آن به دریافت کننده می گویند اگر این پیامک را برای

 هر کسی که می شناسی نفرستی به فلان بلا دچار می شوی و 

عاقبت خوبی نخواهی داشت ، یا اینکه ادعا می کنند اگر این پیامک

 برای فلان نفر بفرستی حاجت روا می شوی ؛ آیا متن‌های اینگونه

 پیامک‌ها توجیه دینی و مذهبی دارند؟

این موج پیامکی جدید یادآور بروشورهای جریان ساختگی تحت عنوان

 “شیخ احمد” * است که در چند سال پیش ، غافلان و جاهلان مسلمان

 در ایران و کشورهای دیگر را به طمع پولدار شدن یا فرار از عقوبت عدم

 نشر آن وادار می کرد تا سربازی مفت برای شیطان و دشمنان حق و

 حقیقت شده با نشر آن به صورت دست نویس یا کپی در هر کوی و

 برزن مبلّغ نیرنگ یهود و وهابیت و سایر دشمنان باشند . امروزه به یمن

 وجود سیستم ارسال پیامک تلفن همراه و شبکه های مجازی ترویج 

این اباطیل علاوه بر آسانی وسعت بیشتری به خود گرفته است که هدف

 آن تنها تشکیک در مقدسات و اعتقاد صحیح توسل و دعا است . دو 

نمونه زیر از آن جمله است :

تا پیام رو دیدی 8 بار بگو یا الله و برای 8 نفر بفرست همین الان خبر 

خوشی می شنوی . به الله قسمت میدم بفرست سئوال نکن فقط

 امتحان کن خیلی عجیبه !

به امام زمان قسم این پیامو بخوان دختری از خوزستانم که پزشکان از

 معالجه ام ناامید شدند شبی خواب حضرت زینب (س) را دیدم در 

گلوم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به 7 نفر بگم این پیام به

 دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد به دست 

دیگری رسید عمل نکرد پسرشو از دست داد یک نفر عمل کرد 20 میلیون

 به دست آورد اگر به زینب اعتقاد داری این پیام را واسه 7 نفر بفرست

 7 روز دیگر منتظر معجزه باش اگر نرسید با این شماره تماس بگیر

 : …….0916!!!!!!!!!!!!!

در بی اساس بودن این پیامک ها هرگز شک نکنید ، متن این پیامک ها

 حتی ارزش خواندن یا فکر کردن هم ندارند ، متن این پیامک ها 100

 درصد خرافه و بی اساس است. این حرف‌ها در گذشته هم بوده است، 

اما در حال حاضر به شکل پیامک رواج پیدا کرده؛ این گونه حرف‌ها در

 گذشته به صورت بسته هایی که حاوی شکلات و تکه ای کاغذ بودند و

 روی  کاغذ می نوشتند، اگر شکلات داخل بسته را بخورید حاجت‌تان

 برآورده می شود و اگر برآورده شد تا 10 سال از این بسته به همین 

تعداد درست کنید و بین مردم پخش کنید.

متاسفانه در آموزش و یادگیری مسایل دینی کوتاهی کرده ایم و نسبت 

به احکام و عقائد اسلامی بی اطلاعیم .

خداوند در قرآن می فرماید : <فاسلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون>؛ 

یعنی اگر راجع به چیزی نمیدانید از اهل آن درباره اش بپرسید ، در حالی

 که ما به جای اینکه از حجت های خدا، انبیا، ائمه، کتاب خداوند و قرآن 

مسایل را یاد بگیریم، دین‌مان را از زبان مردم جاهل یاد می گیریم و

 این باعث می شود این گونه حرف‌ها پخش شود.

این حرف‌ها خرافه است و ریشه خرافه هم در جهل ، نادانی و گاهی کم 

سوادی است؛ یعنی افراد چیزی شنیده اند و از آن کاه کوه می سازند.

 اگر این خرافات به گوش دشمنان شیعه و اسلام برسد از کاه کوه

 می سازند و می گویند شیعه عقیده اش این است که اگر پیامکی 

نفرستد، بدبخت و بیچاره می شود.

یعنی زندگی انسان، اراده، اندیشه و تفکر او را در گرو پیامک می گذارند

 و می گویند اگر این پیامک را برای دیگران نفرستی، همه این موارد

 تحت تاثیر قرار میگیرد کسی نیست از ایشان بپرسد آیا این حرف

 آیه قرآن یا نص روایت است؟ کدام منبع دینی این حرف را زده ؟ کدام 

عالم اسلامی این حرف را زده ؟ این حرف ها پیش نمی آید و حتی در

 ذهن مخاطب سوال به وجود نمی آید که آیا ممکن است این حرف 

سند مذهبی هم داشته باشد؟ در نهایت مردم این خرافه ها را باور

 می‌کنند و آن وقت به اینجا می رسیم.

این خرافات در حال حاضر در جامعه کم نیست و از این موضوع

 ضربه‌های بسیاری خورده ایم ، زمانی می توانیم حرفی را به خدا، دین 

و امام معصوم منتسب کنیم که آن حرف از دین برآمده باشد. مثلا

 بگوییم فلانی اگر تو امروز نماز نخوانی تا قبل از ظهر می میری. نماز 

نخواندن حرام شرعی است، اما اینکه بیاییم از جانب خدا حکم تعیین 

کنیم درست نیست.

باید آشنای به شرع این حرف را بزند ، اگر جز پیشوایان دینی و رواة

 احادیث ، شخص دیگری این حرف را بزند که در راس‌شان پیغمبران

 و ائمه و مراجع قرار دارند ، قابل قبول نیست. اگر غیر از اینها کسی 

بخواهد حرفی را به دین و مذهب منتسب کند، درست نیست. امروزه

 خیلی حرف‌ها و عقاید پخش شده اند که در دین نیستند، اما آنها را

 به پای دین می نویسند، یا اینکه بخواهیم حکم صادر کنیم و بگوییم 

اگر فلان کار را بکنی به فلان بلا دچار می شوی، این گونه حرف‌ها درست 

نیست و اصلا ریشه فقهی و دینی ندارد.



شنبه 26 تیر 1395
ن : سین دال نظرت؟

طبیعت تابستان شهر من



این روز  ها که زیر آفتاب شدید و توی گرمای تابستون که طبیعت اطرافمون ( بیشتر اطرافتونcafe-webniaz.ir) به کل سوخته ... cafe-webniaz.ir 

گفتم یکم از طبیعت تابستون شهر خودم بزارم دلتون بسوزه. cafe-webniaz.ir

گفته باشم همه ی عکس ها رو خودم گرفتمcafe-webniaz.ir

نبینم کسی کپی کرده باشه ها!cafe-webniaz.ir

 

 

 

کسی دلش حوس آلوچه نکرده؟cafe-webniaz.ir



دوشنبه 14 تیر 1395

پرونده ی دفترچه ی مرگ بسته شد



دوستانی که تا این جای داستان دفترچه ی مرگ به سبک الی همراهی کردن

از همتون معذرت میخوام

پرونده ی دفترچه ی مرگ بسته شد

برنامه های زیادی براش داشتم اما دیگه تموم شد

ادامه ی داستان نوشته نخواهد شد

از اولش هم نباید همچین داستانی مینوشتم

البته فعالیت این وبلاگ قطع نمیشه

من همین جا هستم و با داستان های جدید و ادامه ی داستان های قدیمی این وبلاگ رو سر پا نگه میدارم

ممنون که تا اینجا این داستان رو تحمل کردید

خدانگهدار



شنبه 12 تیر 1395
ن : سین دال نظرت؟

تولد وبلاگم



تولد

تولد تولدم مبارک

امروز تولد یک سالگی وبلاگ منه

مچکرم از دوستی که برای وبلاگش تولد گرفت و من یادم افتادم امروز دوازده تیر تولد وبلاگ درباره ی نوشتنه

از همین تریبون استفاده میکنم و به وبلاگم تبریک میگم

انشالله صد سال زنده باشه

قربونش برم

 

 



یکشنبه 6 تیر 1395
ن : سین دال نظرت؟

غار ارواح



نقد داستان غار ارواح:

غار ارواح همون طور که از اسمش پیداست یک داستان ترسناکه. درمورد یک خواهر و برادر که به خونه ی اقوامشون در یک جزیره سفر میکنن و میخوان راز یک غار مرموز رو کشف کنن. البته خیلی هم ترسناک نیست یا حداقل برای من نبوده. توصیف های داستان خیلی خوب نیست. حال و هوای داستان خوب به خواننده منتقل نشده. نویسنده بیشتر از اینکه سعی کنه نشانه های ترسناک رو بیان کنه از کلمات هولناک و ترسناک استفاده کرده. میتونست بجای اینکه مستقیما به خواننده بگه قبرستان ترسناک است حال و هوای قبرستان رو توصیف کنه. البته تاحدودی این کار انجام شده ولی کافی نیست. شخصیت ها واقعی نیستن. واقعی بودن شخصیت به معنای وجود خارجی اونها نیست. یعنی باید قابل باور باشن. این اصلا قابل باور نیست که یه دختر یازده ساله که همیشه خیلی منطقی و علمی فکر میکنه تفریح مورد علاقه اش گشت زدن توی قبرستان ها باشه. اما در هر صورت حالت تعلیق یا به عبارت ساده تر شک و انتظار در این داستان کاملا خوب اجرا شده. اونقدر که مجبوری تا صفحه ی آخر رو بخونی. داستان در اوج و با یک غافل گیری عالی به پایان میرسه. اما میتونست از این غافل گیری استفاده کنه. میتونست این غافل گیری تازه شروع داستان باشه، شاید یه داستان بهتر از غار ارواح. اگه شما هم کتاب دیگه ای از مجموعه ی ترس و لرز رو خونده باشید خیلی راحت میتونید راز غار رو حدس بزنید. انگار داستان های ترسناک حالت دیگه ای ندارن. غار ارواح داستان جذابیه اما به نظر من «خانه ی مرگ» از همین مجموعه با موضوعی مشابه این داستان خیلی بهتر نوشته شده. به شما پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونید.

http://92.50.2.210/database/BookImages/94/94206278.jpg



شنبه 5 تیر 1395
ن : سین دال نظرت؟

باز می نویسم...



باز می نویسم...

هر آنچه از این اتاق کوچک

لحظه ای می گذرد

باز می نویسم...

از قتل

از خون

از مرگ

باز هم داستان های تکراری

از درد

انگار ذهنم

جز مرگ نمی داند

جز درد نمی خواهد

جز خون نمی جوید

باز می نویسم...

از مرگ می نویسم

شاید چون

هنوز زنده ام

اگر بمیرم

آن وقت

شاید با خود بگویم

کاش از زندگی می نوشتم

کاش زندگی می جوییدم

ای کاش

زندگی را می دانستم

 

شاعر : خودم



جمعه 4 تیر 1395
ن : سین دال نظرت؟

شب قدر



http://www.muslim-day.com/images/Articles/%D9%83%D9%8A%D9%81%D9%8A%D8%A9%20%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%88%D8%B2%20%D8%A8%D9%84%D9%8A%D9%84%D8%A9%20%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%AF%D8%B1.jpg

باز امشب "لیله القدر" خداست...
ذکر یارب یارب و ورد دعاست...
گاه استغفار و دل لرزیدن است...
گاه توبه گاه "آمرزیدن" است...
گاه عجز و التماس و هم نیاز...
روبه درگاه کریم چاره ساز...
گاه جوشن خوانی شب تا سحر...
بارش باران اشک ازچشم تر...
پس به وقت ابتهال وحال زار...
یاد کن از این "حقیر بیقرار"...

 

منبع:  http://goroohema94.blogfa.com/



دوشنبه 31 خرداد 1395
ن : سین دال نظرت؟

جلسه ی سوم



طبق قرارمون جلسه ی سوم امروز برگزار میشه

این جلسه برای حل مشکل خانوم « آلمادخت» گذاشته میشه

همون طوری که قبلا هم گفته بودم میتونید سوال هاتوم یا مشکلاتتون رو بپرسید تا من بر اساس کتابی که دارم جوابش رو بدم

امیدوارم که براتون مفید باشه

عنوان این جلسه « کیمیای نویسندگی»

جلسه ی بعد: شنبه




( تعداد کل صفحات: 6 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ]